پیامد ناتوانی در اعلان عشق دختران، افتادن دختران، به دام سحر و ساحران است.
نویسنده ی مقاله حسین ربیعی انتشار با نام و یا بی نام آزاد است. از انتشاردهندگان متشکرم
در طول این مدت پی به یک معضل بزرگ بردم که هیچ گاه در مورد آن جدی صحبت نشده است. نه تلویزیون، نه رادیو و نه هیچ محفل فکری. دریافتم که برخی دختران به آقا پسر خاصی علاقه دارند و بنا به شرایط اجتماعی نمی توانند این عشق را به او بیان کنند. آری ناتوانی در اعلان عشق مسئله این است. مگر مسئله کوچکی است که عمری زندگی کنی و به کسی علاقه داشته باشی اما نتوانی هیچ وقت تا آخر عمر آن را بیان کنی؟ خواسته ی برخی دختران این است که از طریق دعایی بتوانند به مطلوبش برسد. در اوایل خدمت عزیزان می گفتم که باید به او بگوئید زیرا ممکن است تا آخر عمر خودتان را نبخشید و او با فرد دیگری ازدواج کند. و یک جمله را در چند ماه طراحی کردم و پیشنهادم این بود که مثل دو تا آدم بزرگ در مورد آینده و زندگی صحبت کنند و بیان این جمله به پسر:« می خواستم به شما بگم که اگر روزی تصمیم گرفتید تشکیل زندگی بدهید من هم دوست دارم که یار و همراه زندگی با شما باشم.» اما دختر خانم ها می گفتند که ما نمی توانیم به عنوان یک زن خودمان پیشقدم شویم. آن وقت فهمیدم این ماجرا چقدر پیچیده است و اگر بزرگواری می تواند پیشنهادی برای حل بدهد.
مسأله به این جا ختم نمی شود اکثر دختران متوسل به دعا برای جلب پسر مورد نظر می شوند و در این جستجو برای رسیدن به دعایی قوی تر، کم کم در مسیر و وارد علوم غریبه می شوند و باز وادی تاریک و گمراه کننده ای که سحر از دعا به خوبی قابل تفکیک نیست(در سطح علم برخی). شروع به انجام اعمالی می کند. حال آنطرف، پسر بی خبر از همه جا علاقه اش را به دختری اعلام کرده و بر اثر این اعمال به صورت غیر طبیعی دچار توقف می شود. آن دختر دوم از سرد شدن ناگهانی پسر، نگران می شود و او هم دست به کار می شود و یک دختر از این طرف با دعا می کشد و یک دختر از آن طرف با دعا می کشد و هر یک فکر می کند آن یکی جادوگر است و یک وضع سردرگم کننده و پیچیده ای بوجود می آید که هر عاقلی و چاره جوئی را متحیر می کند و می خواهند آن یکی را خنثی کنند. بعضی وقت ها هم دشمن وجود خارجی ندارد و فقط با تصورات می جنگند. آری همه این ها بازمی گردد به همان معضل ناتوانی در اعلان عشق به صورت آشکار. بنده از صاحبان اندیشه و خرد و دانایی تقاضا می کنم بیایند و این مسأله را بررسی کنند و موشکافی کنند و راه حلی اجتماعی و فرهنگی پیدا کنند تا ما شاهد این جنگ های متافیزیکی و آلوده شدن دخترانمان به سحر و جادو و پناه بردنشان به نااهلانی که از هر دختری مبلغی میلیونی میگیرد، دیگر نباشیم. خواهران مواظب باشید به بعضی از این افراد که مراجعه می کنید میگن شما در بدنتان جن هست و میان جن مورد استخدامشون رو چند لحظه میندازن توی بدن شما بعد میگه یه چیزی حس می کنید؟ شما هم حس می کنید و بعدش باید میلیونی خرج کنید که بیاردش بیرون. این مقاله برآن است تا ریشه های معضل را به مهندسین فرهنگی کشور برساند. سرافراز باشید.
نویسنده ی مقاله حسین ربیعی انتشار با نام و یا بی نام آزاد است. از انتشاردهندگان متشکرم