مــــرد است دیگر ...
گاهی تُند می شود
و گاهی عاشقانه می گوید ...
مــــرد است دیگر ...
غرورش آسمان
و دلش دریاست
تو چه میدانی از بغضِ گلو گیر کرده یک مــــرد ... ؟
تو چه میدانی که اگر چشمانت دنیای او شده است ... ؟
تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد ... ؟
تا مرد نباشی نمیفهمی خوردن دلتنگی یعنی چی
تا مرد نباشی نمیفهمی بغض توی گلو یعنی چی
باید مرد باشی تا بفهمی دلت میخواد حرف بزنی اما نمیتونی
باید مرد باشی تا بفهمی خودخوری یعنی چی
مــــــرد را فقط مـــــرد میفهمد و مـــــــــرد ...
ﮔﺮﯾــــﻪ؛ ﺷـــﺎﯾﺪ ﺯﺑـــﺎﻥِ
ﺿـــﻌـﻒ ﺑـﺎﺷـــﺪ
ﺷــﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠــﯽ ﮐـﻮﺩﮐﺎﻧــــﻪ
ﺷــﺎﯾﺪ ﺑـﯽ ﻏـﺮﻭﺭ ..
ﺍﻣــﺎ ﻫــﺮ ﻭﻗـﺖ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎی یک مرد
ﺧﯿــﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
بـفــﻬـﻤـــــﻢ ؛
ﻧــﻪ ﺿﻌﯿف است !!
ﻧــﻪ ﯾـﮏ ﮐﻮﺩﮐـــ !!!
ﺑﻠﮑﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳــــــ است ...