ختم سورهی مبارکه حمد برای شفاء امراض : امام محمّدباقر(ع) فرمودند : «هرکه سورهی حمد او را بهبودی ندهد ، چیزی دیگری او را شِفا نمیبخشد .» (اصول کافی : 4/434) همچنین فرمودند : «هرکه سورهی حمد و توحید او را بهبودی نبخشد ، چیزی دیگری او را شفا نمیبخشد . این دو سوره هر علّت و بیماری را دور میکند .» (طبّالائمّه : 39) حضرت امام رضا (ع) در اینباره میفرمایند : «کسی که به او دردی رسیده است برای رفع آن ، هفت بار سورهی حمد را قرائت کند ، اگر درد آرام نشد هفتاد بار بخواند ، آرام خواهد شد .» ان شاءالله (اصول کافی : 4/429 و مکارمالاخلاق : 363)
یکی از ختم های مجرب برای گرفتن هر حاجتی ، مادی یا معنوی، فرستادن صلوات و هدیه این صلوات به محضر نورانی معصومین علیهم السلام است چنان چه رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم میفرمایند : هر که روزی بر من صلوات فرستد حق تعالی درِ عافیت را بر وی گشاید و حاجت معنوی و مادی ، دنیایی و اخروی او به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد علیه و علیهم صلوات الله بر آورده میشود .( جامع الاخبار ، ص 67 و مستدرک الوسایل ج5 ،ص100 . ) و بهتر آن است که این ختوم به عدد نام این بزرگواران انتخاب شود . در زیر راهنمای شمارنده اعداد نامهای چهارده معصوم علیهم السلام طبق حروف ابجد جهت ختم گرفتن ذکر میشود .(به عنوان مثال به یمن و برکت نام مبارک امیر المؤمنین علیه السلام و به عدد نام ایشان صد و ده صلوات فرستاده شود و...) 1- نام مبارک پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم = 92 2- نام مبارک امیرالمومنین علیه السلام = 110 3- نام مبارک حضرت فاطمه زهراء علیها السلام = 135 4- نام مبارک امام حسن علیه السلام = 118 5- نام مبارک امام حسین علیه السلام = 128 6- نام مبارک امام سجاد علیه السلام = 110 7- نام مبارک امام محمد باقر علیه السلام = 92 8- نام مبارک امام صادق علیه السلام = 353 9- نام مبارک امام کاظم علیه السلام = 116 10- نام مبارک امام رضا علیه السلام = 110 11- نام مبارک امام جواد علیه السلام = 92 12 - نام مبارک امام هادی علیه السلام = 110 13 - نام مبارک امام حسن عسکری علیه السلام = 118 14- نام مبارک امام عصر علیه السلام =
اگر حاجتهای خیلی سنگین دارید و هیچ نذری هم جواب نداده تنها بنشینید و ۵۱۱۰ مرتبه ذکر یا خالق را بگویید.
برای رسیدن به مراد امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند : هنگام خروج از منزل (برای رسیدن به مطلوب) این دعا را بخوان.بِسم الله الرحمن الرحیم حَسْبی اللهُ تَوَکَّلْتُ عَلَی اللهِ اللهمَّ إنّی أسئلُکَ خَیْرَ اُموُری کُلّها و اعوذُ بِکَ مِنْ خِزْی الدّنْیا و عَذابِ الاخِرَةِ.
ختمی از مرحوم شیخ بهایی : از مرحوم شیخ بهاالدین آملی رسیده است که این ختمی است بسیار مهم وبدین نحو است که تا سه روز به نیت حاجت 7بار سوره مبارکه حمد را با 100مرتبه سوره توحید بخواند وهر یک از این ده اسم را 100بار بگوید وبهتر است این ختم را در روزهای دوشنبه یا پنجشنبه یا جمعه بعد از نماز عصر انجام دهد ودر صورت موفقیت وبرآورده شدن حاجت قدری خرما یا شیرینی بگذارد ومشک وعنبر دود کند وحمد وسه توحید بخواند ونثار روح استادادن کند یا قاضی الحاجات یا کافی المهمات یارافع الدرجات یا دافع البلیات یا مفتح الابواب یا شافی الامراض یا حلال المشکلات یا مسبب الاسبابیا مجیب الدعوات یا ارحم الراحمین
شما فکر می کنید رازهای جهان را می دانید، اما در لحظه بعد که همه جا تاریک می شود نمی توانید به یاد بیاورید که لحظاتی قبل چه دیده اید. اگر چه شما ممکن است وسوسه شوید که این جریانات پی در پی را کنترل کنید، اما باید برای این کار وقت خود را هدر دهید. زمانیکه شما واکنش خود را نسبت به تغییرات پایدار می بینید، به راحتی می توانید بر آنها سوار شوید و کنترل آن را دست داشته باشید. هدف شما اکنون این است که در پایان هر کاری که انجام می دهید آسایش و آرامش وجدان داشته باشید.
تاکید و پافشاری تو در بعضی از کارها زیانآور است. در زندگی باید انعطاف داشت و خونسرد بود. باید اجازه بدهی تا زمینههای لازم برای مسائلی که ذهنت را مشغول کرده، آماده شود.
لازم است که سریع و بموقع دست به کار شوید. هراس به دل راه ندهید. شجاعانه و قاطعانه با مسائل روبرو گردید. زندگی هرگز برای مدت طولانی هموار پیش نمی رود. دیر یا زود عواملی فرا می رسند و به شما یادآوری می کنند تا با مبارزه خود روبرو شوید. اجازه ندهید که احساسات شما منطقی را که جهت رفع مشکلات نیاز دارید تیره و سست گرداند. هرچه که هست، با شهامت، درستکاری و عزمی راسخ پیش بروید.
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُو
الْحَیُّ الْقَیُّومُ
لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ
لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ
مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ
یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ
وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء
وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ
وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا
وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ........التماس دعا
روش اول :
روش دوم :
اگر به
وسیله خواندن نماز بخواهید سحر خودتان را باطل کنید باید هم سر وقت باشد.هم
حداقل تا چهل روز سر وقت نمازتان را بخوانید.که بعد چهل روز هر سحری که در
شما باشد باطل میشود.البته اگر بعد چهل نمازتان را ادامه دهید دیگر هیچ
سحر و جادویی در شما کارساز نیست
روش سوم :
آدم ها می آیند
و این آمدن باید رخ دهد
تا تو بدانی
آمدن را همه بلدند
این ماندن است که هنر میخواهد...
امام رئوف
دلم، نه هوای گنبد طلایی تان را،نه هوای صحن و رواق هایتان را
نه هوای مسجد گوهرشادتان را،
نه هوای نقاره تان را، که هوای خود خودتان را کرده است....
آنجا که بگویم:"السلام علیک یا علی ابن موسی، ایها الرضا"
وشمابشنوید و جوابم را بدهید!
بهتر است بعضی از خاطرات خوب گذشته را بخاطر آسایش و آینده خودت فراموش کنی. هر چه در رویا و خاطرات گذشته سیر کنی برای تو سودی نخواهد داشت. باید به فکر حال و آینده بود.
تا زمانی که احساست را بیان نکنی، او نخواهد فهمید که در درون و قلب تو چه میگذرد. باید عشق و علاقه را بدون تعارف و ملاحظه نثار کرد.
در کارهای خود همیشه به دیگران اتکا دارید و از استقلال می ترسید. وابستگی زیاد به دیگران می تواند خطرناک باشد. بیشتر متکی به خود باشید.
شما به هشدارهای درون خود بی توجهی
کردید اما حالا می بایست با حقایق روبرو گردید. از حوادثی که برایتان رخ
داده احساس ناامیدی می کنید. وابستگی احساسی و اتکاء شما نسبت به وعده های
دیگران بیش از اندازه بوده است. این پیام نمایانگر ناامیدی ناشی از چنین
شکستی است.
حقیقت این است که
آدمی هرچقدر بیشتر برای نگهداشتن آنچه که رفتنی است تقلا کند بیشتر رنج
خواهد برد. ارزش خود و تجربیات خود را نادیده نگیرید. به هر حال زمانی که
از این خیال آسوده شوید و زخم هایتان شفا یابند قادر خواهید بود آنچه را که
برای شما باقی مانده است به درستی مشاهده کنید.
چگونه می توان بر ناامیدی غلبه کرد و توکل خود را زیاد کنیم؟
ابتدا از شما می پرسم که «نا امیدی از چه؟»
1-
اگر نا امیدی از رحمت خداست که حقیقتاً جای ندارد زیرا خدایی که رحمت
واسعه اش همه را فرا گفته نا امیدی در مورد او معنا ندارد آیا می شود کنار
دریا بود و از دیدن دریا نا امید شد؟ خیر، فقط کافی است چشم باز کنیم تا
دریا را ببینیم. نا امیدی در مورد خدا به ما بر می گردد و ایراد از ناحیه
ماست. ما به وظایف خود عمل نمی کنیم آن وقت از رحمت خداوند نا امید می
گردیم.
در قرآن کریم آمده که «از رحمت خدا نا امید نمی شوند مگر گروه کافران».(1)
زنی
خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد که «زنی بچه خود را به دست خود کشته آیا
برای او توبه است؟ حضرت فرمود: قسم به خدائی که جان محمد (صلی الله علیه و
آله و سلم) در دست قدرت اوست اگر آن زن هفتاد پیغمبر را کشته باشد و پشیمان
شود و توبه نماید و خدای تعالی صدق او را بداند که دیگر به هیچ گناهی رجوع
نمی نماید توبه اش را قبول می نماید و گناهانش را عفو می کند و به درستی
که توبه کننده از گناه مثل کسی است که گناه نکرده.(2)
حساسیت
فراوان روی نا امیدی از رحمت خدا بدان جهت است که شخص مأیوس از رحمت الهی
دیگر هیچ بازگشتی برای خود نمی بیند و به همین علت به هر کاری ممکن است دست
بزند. اگر قدری در صفات خدا مطالعه نماییم هیچ گاه از رحمت او نا امید نمی
گردیم.
2- گاهی هم نا امیدی در امور دنیوی است و ناراحت است که چرا به فلان نقطه نرسیده؟ و امیدی هم به رسیدن آن ندارد.
اول
باید دانست که آرزوهای دنیوی ما باید با میزان تلاش و توانمندی های ما
هماهنگ باشد. شخصی که تلاش نمی کند، پر واضح است که به نقطه موفقی هم
نخواهد رسید. فاصله ای که بین آرزوهای انسان و میزان تلاش و توانمندی های
او وجود دارد، عاملی برای پدیدار شدن ناامیدی و یأس در افراد است. به عبارت
دیگر صرف آرزو داشتن اما برنامه ای مشخص برای رسیدن به آن نداشتن و تلاش و
جدیت لازم را انجام ندادن مشکلی را حل نخواهد کرد.
در
گام اول باید محدوده آرزو را مشخص کرد، در گام دوم باید توانمندی های خود
را شناخت و در گام سوم باید به صورت جدی و با داشتن برنامه برای رسیدن به
آرزوها و اهداف اقدام نمود.
بسیاری
از نا امیدی ها ناشی از عدم برنامه ریزی و عجله است. انسان دوست دارد زود
به ثروت برسد و مشکلات پیشاروی او فوراً حل شود. در حالی که این عالم، عالم
اسباب و علل است و هر کاری از طریق خود انجام می شود. انسان با برنامه
ریزی صحیح بر اساس داشته ها و توانمندی ها و با تکیه بر پشتکار و توکل بر
خداوند موفق خواهد شد.
جوان
مؤمنی که برای همه کارش برنامه دارد ناامیدی به سراغش نخواهد آمد.. او برای
کار، زندگی، درس، مطالعه،عبادت، ورزش، تفریح، خواب و ... برنامه دارد و هر
لحظه در حال پیمودن مسیر کمال و رسیدن به قرب الهی است، چرا نا امید شود؟
از چه نا امید شود؟ قرب الهی آن قدر لذیذ و زیباست که کسی در این مسیر خسته
نخواهد شد چه رسد به نا امیدی. آیا عاشقی که در پی معشوق است و او را
روبروی خود می بیند و به سوی او می رود از دیدن او نا امید می شود؟
جوان
مؤمن تلاشش را می کند و بقیه را به خدا می سپارد، اگر به مصلحت او بود خدا
می دهد و اگر نبود که هیچ. دیگر جای اعتراض نیست. چه بسیار ثروتمندانی که
آب خوش از گلویشان پایین نمی رود و چه بسیار انسان های معمولی و با قناعتی
که با لذت زندگی می کنند.
چند نکته:
1-
نا امیدی معمولاً از سرگردانی نشأت می گیرد و انسانی که نداند« ز کجا
آمده؟ آمدنش بهر چه بود؟ و به کجا می رود آخر؟» سرگردان است. اگر این سه
سؤال برای انسان حل شد، اصلاً نا امیدی برایش معنا ندارد.
پس از حل شدن این سه سؤال ، آرزوهای بلند دنیوی نیز کم شده و ریشه های نا امیدی نیز قطع می گردد.
2-
گرفتاری های دنیوی به صلاح ما بوده و در سازندگی ما بسیار مؤثر است. با
دیدن سختی ها نباید نا امید شد. مولوی در مثنوی داستانی آورده به این مضمون
که :اگر شخصی بر گلیم چوب می زند ، می خواهد گرد و غبار آن را بگیرد و قصد
ندارد گلیم را کتک بزند. مصیبت ها و گرفتاری ها از این باب است. یعنی اگر
بخواهد گرد و غبار غفلت و زنگار از دل ها زدوده شود راه آن تازیانه مصیبت و
گرفتاری است. البته گرفتاری ها هم دوره ای دارد و خواهد گذشت. انّ مع
العسر یسراً.
3- توجه به این که
خداوند، عالِم، آگاه و رازق است و از احوال ما با خبر می باشد نیز در رفع
نا امیدی مؤثر است. اگر ما به وظیفه خود که بندگی خداوند است عمل کنیم،
قطعاً خداوند هم روزی معنوی و مادی بندگانش را افزایش خواهد داد. «من یتق
الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب» کسی که تقوای الهی پیشه کند
خداوند برای او راه چاره قرار می دهد و او را از جایی که گمان نمی کند روزی
خواهد داد.(سوره طلاق/2و3).
4-
توجه به خداوند و از حدود بندگی خارج نشدن در زمان نا امیدی و گرفتاری
بسیار ارزشمند بوده و دوره این سختی نیز خواهد گذشت. این مسأله امتحان سخت
الهی است که با صبر و یاری جستن از خداوند از آن بیرون خواهید آمد.
5-
به این نکته نیز توجه داشته باشیم که «اقبال و ادبار در زندگی هر انسانی
دیده می شود. اقبال یعنی «روح انسان به معنویات مایل است و از آن لذت می
برد و ادبار یعنی روح انسان به معنویات تمایل ندارد و گویا به آن پشت کرده و
مطالبه ندارد. در زمان ادبار گفته اند که به واجبات عمل کنید تا زمان آن
بگذرد. بالاخره روح انسان در این دنیای مادی حالات مختلف دارد.
و اما توکل
برای زیاد شدن توکل ابتدا باید با حقیقت توکل آشنا شد و سپس به ثمرات آن توجه جدی کرد.
توکل
به خداوند به فرد کمک کند که بتواند مراحل زندگی را با توان و امید هرچه
بیشتر طی نماید. توکل از ماده وکالت به معنى سپردن کارها به خدا و اعتماد
بر لطف اوست، نه به این معنى که دست از تلاش و کوشش بردارد بلکه تا آنجا در
توان دارد تلاش کند و منزلگاه ها را یکى بعد از دیگرى با تمام توان
بپیماید، اما خود را مستقل نپندارد و آنچه از توان او بیرون است را به خدا
واگذارد و از الطاف جلیه و خفیه او مدد بطلبد. حقیقت توکلى که در شرع
اسلامى آمده همان اعتماد قلبى در تمام کارها بر خدا، و صرف نظر کردن از
ماسوى الله است
در حدیثى از
پیامبر اکرم(ص) مىخوانیم از جبرئیل سؤال فرمود: «ما التوکل على الله عز و
جل; توکل بر خداوند بزرگ چیست؟» عرض کرد: «العلم بان المخلوق لایضر و
لاینفع و لایعطى و لایمنع و استعمال الیاس من الخلق; حقیقت توکل علم و
آگاهى به این است که مخلوق نه زیانى می زند و نه سودى می رساند، نه چیزى می
بخشد، و نه بازمی دارد، و(دیگر) نا امید شدن از خلق است(یعنى همه چیز را
از سوى خدا و به اذن و فرمان او بداند)». سپس فرمود: «فاذا کان العبد کذلک
لم یعمل لاحد سوى الله و لم یرج و لمیخف سوى الله، و لم یطمع فى احد سوى
الله، فهذا هو التوکل; هنگامى که بنده خدا چنین باشد، جز براى خدا عملى
انجام نمىدهد و امید و ترسى جز به خدا ندارد، و به احدی جز خدا دل
نمىبندد، این استحقیقت توکل»(3) در حدیث دیگرى مىخوانیم که از امام
معصوم پرسیدند: توکل چیست؟ فرمود: «لاتخاف سواه; توکل این است که از غیر
خدا نترسى». (4) از این تعبیرات به خوبى استفاده مىشود که روح توکل
انقطاع الى الله یعنى بریدن از مخلوق و پیوستن به خالق است، و آن که داراى
این روحیه نباشد به حقیقت توکل نایل نشده است
توکل یعنی توجه به این نکته که «لا مؤثـّر فی الوجود الا الله».
ثمرات توکل
1-
نجات انسان توسط خداوند: لقمان به فرزند خود اندرز کرد که : فرزند عزیزم!
به خداوند اعتماد کن و آن گاه در میان مردم پرس و جو کن(ببین) آیا کسی هست
که به خدا اعتماد کرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟ فرزند عزیزم
به خدا توکل کن و آن گاه در میان مردم پرس و جو کن ببین کیست که به خدا
توکل کرده و خداوند کفایتش نکرده باشد؟(5)
2- هر که دوست دارد نیرومند ترین مردم باشد، باید به خداوند متعال توکل کند.(6)
3- هر که به خدا توکل کند دشواری ها برای او آسان شود و اسباب برایش فراهم گردد.(7)
4- هر که به خدا اعتماد کند خداوند شادمانی نشانش دهد و کارهایش را کفایت کند.(8)
5- توکل به خدا باعث مغلوب نشدن در کارها می شود.(9)
6- بی نیازی و عزت از ثمرات توکل است.
امام صادق علیه السلام : بی نیازی و عزت به هر طرف می گردند و چون به جایگاه توکل دست یافتند در آن جای گیر می شوند.(10)
7- اعتماد به خداوند متعال، بهای هر چیز گرانی است و نردبان رسیدن به هر بلندایی.(11)
منابع:
1- سوره یوسف/87
2- گناهان کبیره ، شهید دستغیب، ج1، ص89، بحث یأس
3- بحارالانوار، جلد 68، صفحه 138، حدیث23.
4- بحارالانوار، جلد 68، صفحه143، حدیث 42.
5- منتخب میزان الحکمة، 6706
6- منتخب میزان الحکمة،6707
7- منتخب میزان الحکمة،6708
8- منتخب میزان الحکمة،6709
9- منتخب میزان الحکمة،6710
10- منتخب میزان الحکمة،6711
11- منتخب میزان الحکمة،6713 مطالعه بیشتر:
گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج1، ص89، بحث یأس
معراج السعادة، ملا احمد نراقی
نهج البلاغة