سایت شخصی سید همایون سلیمی

ازهر دری سخنی خواهیم نوشت (مذهبی اجتماعی و...)

سایت شخصی سید همایون سلیمی

ازهر دری سخنی خواهیم نوشت (مذهبی اجتماعی و...)

کلام وتصویر برای تو


همیشه چرخ زندگی وایام اینطور نمی‌چرخه. خلاصه نوبت ما هم میرسه ...امان از اون روز

یک اشاره به تو


آزادی را دوست دارید. اگر برای خودتان الگوی رفتاری قرار دهید این آزادی را از خودتان می گیرید. عشق بی حد و حساب در صورتی که دو طرفه باشد خوب است اما معیارهایتان را هم در نظر بگیرید.

یک اشاره به تو

برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی...
آغاز اصالت خوب همین است که...
نخواهی چیزی باشی که نیستی...

خوب به این جملات توجه کن

هیچوقت زائر خوبی نبوده ام!
این را حس میکنم وقتی کبوترانت رم میکنند از کاسه گندمی که در دستان من است...
اما خوب میدانم این گندم ها،هرگز مرا از بهشت نمی رانند.

کلام وتصویر برای تو


بهار هم رفتنی است.... تو که جای خود داری

خوب به این جملات توجه کن


http://axgig.com/images/97671922707131308600.jpg

سال 93 داری میری!! بــــــرو...

اما حرفامو بشنــو و بــرو
یـه ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﺍﺻـلا ﻧـﮕـﺬﺷـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﻣـن ﺍﺯﺵ
ﮔـﺬﺷــﺘـﻢ ...
ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾــــﯽ ﻫـﻢ ﺑـﺪ ﮔـﺬﺷـﺖ ... ﺳـﺨــﺖ
ﮔـﺬﺷـﺖ ...ﺑـﺎ ﺩﺭﺩ ﮔـﺬﺷـﺖ ...
ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﺩﺍﺩ ﺯدم " ﺍﻣـﺎ ﺟــــﺰ ﺩﻟـم ﻫـﯿـچــکـــﺲﺻـــﺪﺍﻣـو ﻧـﺸـــﻨـﯿـﺪ ...
ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـــﯽ ﻫـﻤـﻪ ﭼـﯽ ﺑـﻮﺩ ﺍﻟـﺎ ،،، ﺍﻭﻧـﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺎﯾـﺪ
ﻣـﯿـﺒـﻮﺩ ...
ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾــﯽ ﻫـﻮﺍ ﻋـﺠﯿـﺐ ﺩﻭﻧـﻔـﺮﻩ ﺑـﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫـﻤـــﻮﻥ
ﺷـﺒـﺎ ﻣـن ﺑـﻮدمـــــو ﺗـﻨـﻬـﺎﯾــیم ...
ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﻧـﻔـﺴـــــــم ﺑـﺮﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﻫـﻤــﻪ ﺑـﻐــﺾ ...
ﯾـﻪ ﺷـﺒـﺎﯾـﯽ ﻧـﻔـﺲ ﮐـﻢ ﺍﻭﺭدم ... ﺍﻣــﺎ ﺩﻭاﻡ
ﺍﻭﺭﺩم ...
ﯾـﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾــــﯽ ﻓـﻘـــــــﻂ ﺯﻧـﺪﻩ ﺑـﻮﺩم ... ﺯﻧـﺪﮔـﯽ ﻧـﮑـــــــﺮﺩم...
ﯾـﻪ ﺷﺒـﺎﯾـﯽ ﺯﻧــﺪﻩ ﻫـﻢ ﻧـﺒـﻮﺩم
ﻓـﻘــــــﻂ
ﺑـﻮﺩم.....
ﻫـﻤﯿـــــــــــــــــﻦ.
93 حالا دیگه بـــــــــــــــــــــــرو...

خوب به این جملات توجه کن

http://aloneboy.com/kart%20postal/shoge%20safar%20_%20AloneBoy.com.jpg

نفس اگر توان نداد
در تب و تاب رفتنم ، به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه هم سفر، مرا شناختی تو اگر
مرا پس از من بنویس ، به هر کس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس ، هر نفس از من بنویس
مرا به دنیا بنویس ، همیشه تنها بنویس
به آب و خاک ، آتش و باد ، برای فردا بنویس
تو جان من باش و بگو ، به یاد من باشو بگو
میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو

نفس اگر امان نداد‌ ، روی خوشی نشان نداد
رفت و دوباره برنگشت ، مرا دوباره جان نداد
دست و زبان من تو باش ، نامه رسان من تو باش 
حافظه ی تبار من ، نام و نشان من تو باش
بگو حکایت مرا ، قصه ی هجرت مرا
توشه ای از غزل ببخش راه زیارت مرا
تو جان من باش و بگو ، جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو ، میلاد من باش و بگو

نفس اگر توان نداد ، مرا دوباره جان نداد
به این همیشه ناتمام ، زمان اگر امان نداد
تو جان من باش و بگو ، زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته ی عشق ، اذان من باش و بگو
بگو که مثل من کسی ، به پای عشق سر نداد
از آن سوی آبی ِ آب خبر نشد ، خبر نداد
تو جان من باش و بگو ، به یاد من باشو بگو
میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو ، میلاد من باش و بگو
جانان من باش و بگو ، به یاد من باش و بگو

خوب به این جملات توجه کن


شاید لازم باشد حقیقتی را به یک نفر بگویید اما آن قدرها هم که فکر می کردید راحت نیست.اگر از نیروی خاص تان استفاده کنید بهتر می توانید آن را بیان کنید مخصوصاً اگر حرفی به عنوان همدردی بزنید.

یک اشاره به تو


دودلی و تردید را از خود دور کن. از همنشینان و دوستان بد دوری کن تا دچار رنج و گمراهی نشوی. آرزوهای دور و دست نیافتنی غیر از رنج و زحمت نتیجه ای ندارد. اعتدال و میانه روی را پیشه کن.