هیچوقت زائر خوبی نبوده ام!
این را حس میکنم وقتی کبوترانت رم میکنند از کاسه گندمی که در دستان من است...
اما خوب میدانم این گندم ها،هرگز مرا از بهشت نمی رانند.
سال 93 داری میری!! بــــــرو...
اما حرفامو بشنــو و بــرو
نفس اگر توان نداد
در تب و تاب رفتنم ، به فکر راهی شدنم
تو ای همیشه هم سفر، مرا شناختی تو اگر
مرا پس از من بنویس ، به هر کس از من بنویس
ای تو هوای هر نفس ، هر نفس از من بنویس
مرا به دنیا بنویس ، همیشه تنها بنویس
به آب و خاک ، آتش و باد ، برای فردا بنویس
تو جان من باش و بگو ، به یاد من باشو بگو
میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو
نفس اگر امان نداد ، روی خوشی نشان نداد
رفت و دوباره برنگشت ، مرا دوباره جان نداد
دست و زبان من تو باش ، نامه رسان من تو باش
حافظه ی تبار من ، نام و نشان من تو باش
بگو حکایت مرا ، قصه ی هجرت مرا
توشه ای از غزل ببخش راه زیارت مرا
تو جان من باش و بگو ، جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو ، میلاد من باش و بگو
نفس اگر توان نداد ، مرا دوباره جان نداد
به این همیشه ناتمام ، زمان اگر امان نداد
تو جان من باش و بگو ، زبان من باش و بگو
بر سر گلدسته ی عشق ، اذان من باش و بگو
بگو که مثل من کسی ، به پای عشق سر نداد
از آن سوی آبی ِ آب خبر نشد ، خبر نداد
تو جان من باش و بگو ، به یاد من باشو بگو
میلاد من باش و بگو ، جانان من باش و بگو
به یاد من باش و بگو ، میلاد من باش و بگو
جانان من باش و بگو ، به یاد من باش و بگو
شاید لازم باشد حقیقتی را به یک نفر بگویید اما آن قدرها هم که فکر می کردید راحت نیست.اگر از نیروی خاص تان استفاده کنید بهتر می توانید آن را بیان کنید مخصوصاً اگر حرفی به عنوان همدردی بزنید.
دودلی و تردید را از خود دور کن. از همنشینان و دوستان بد دوری کن تا دچار رنج و گمراهی نشوی. آرزوهای دور و دست نیافتنی غیر از رنج و زحمت نتیجه ای ندارد. اعتدال و میانه روی را پیشه کن.
به زودی تحولی رخ میدهد و این شرایط به همین صورت باقی میماند. بعضی وقتها باید دهها عامل دست به دست هم دهند تا اتفاقی بیفتد. بهتر است به جای انتظار کشیدن به فکر برنامههای فردیت باشی.
از فرصتها استفاده کن و برای چیزی که در آرزویش هستی تلاش کن حتی اگر دور از دسترس است. با دست روی دست گذاشتن و غمگین بودن به هیچ نتیجهای نمیرسی و فقط زمان و فرصتهای خودت را از دست میدهی.