ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮدی ﺑﺮاﯾﺖ ﭼﯿﺰی ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
ﭼﯿﺰی ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ........ !
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ را ﮐﻪ ﺑﺨﻮاﻧﯽ
ﺑﺮای ﺳـــــــــــﺎل ﻫﺎ از
ﺗﻮ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ
راستی چرا اول دبستان که بودیم معلم به حرف (چ) که رسید نگفت:
چ مثل چمران!!!؟؟
تا ما بپرسیم
چمران دیگر کیست؟؟
و او بگوید یک اسطوره!
یک قهرمان!
یک همه چیز تمام!
یک ...
یک...
مرد!!!
و ما با تعجب بگوییم:مرد؟؟
مرد دیگر چیست؟
قهرمان یعنی چه؟
و اوسطوره کیست؟
و او لبخند بزند و بگوید: قهرمان اویی است که مغز فیزیک پلاسما بود
میتوانست ریش پرفسوری بگذارد کراوات بزند و پشت میز بنشید و زندگی اش را بکند!!
هر چیز که میخواست به پیشش حاضر شود!
و بهانه زیاد بیاورد!!
اینکه کسی در ایران به او بها نمیدهد!
اینکه کسی در ایران او را درک نمیکند!!
میتوانست کراوات بزند و در جای نرم و گرمش بنشیند!
گه گاهی میهمان این برنامه آن برنامه تلوزیونی شود و از اوضاع اسف بار ایران بگوید و انقلاب مردم را یک اشتباه بداند!
میتوانست نوبل برنده شود و لبخند بزند به این چیزهای کوچکی که خیلی ها بزرگش کردند
میتوانست یک نگاه هم به کشورش نندازد و بگوید نخبه کشور باید بماند جنگ برود که چه؟
میتوانست سالی یک مقاله علمی جهانی بدهد و همه برایش به به و چه چه کنند!!
اما مرد ها
قهرمانها
اوسطوره ها
اینچنین نیستند!!
او مغز فیزیک پلاسما بود درست!! اما قبلش یک انسان بود!!!
شنیده اید که خون خدا یک روز گفت اگر دین ندارید آزاده باشید؟
او هم دین داشت و هم آزادگی
برای همین بود که کروات نزد و به جای کت و شلوار لباس خاکی پوشید و کلاه
جنگی به سر گذاشت و اسلحه بدست گرفت و بنده پوتینهایش را همیشه محکم نگه
میداشت
برای همین بود که جای گرم و نرمش را رها کرد و میهمان جاده های سرد کردستان شد!!
قهرمان ها
اوسطوره ها
و مرد ها اینچنینند!!!
عادت دارند لبخند نمکین خدا را به چشم ببینند و شیدا شوند!!
صدای گلوله ها بشود موسیقی رقص سماء شان!!
مردها
اورسطوره ها
و قهمان ها عادت دارند فدای یک راه اصیل شوند!!
عادت دارند لطیف باشند آنقدر که گرگ و میش صبح باشد و جاده های کردستان را
طی کنند اما دستور ایست ماشین بدهند و به کنار جاده بروند تنها برای لمس یک
گلبرگ گل!!!
مردها و اوسطوره ها و قهرمانها کم از شاعران ندارند!!!
و بعد از گفتن این جمله ها مدادهایمان را تراش میکردیم و با زیبا ترین نوع خطمان مینوشتیم
چ مثل چمران
چ مثل مرد
چ مثل قهرمان
چ مثل اوسطوره!!
راستی چرا نکردند؟؟
آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند،
حرفهای عاشقانه نمیزنند،
چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی
آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند..
اما عاشقشان میشوی!
ناخواسته دلت برایشان میرود...
این آدمها فقط راست میگویند
راست می گویند با چاشنی قشنگ " مهر"
لبخند میزنند نه برای اینکه توجهت را جلب کنند،
لبخند میزنند چون لبخند جزئی از وجودشان است...
لبخندشان مصنوعی نیست، اجباری نیست
در لبخندشان خدا را میبینی..
خدایا گوشه چشمی از تو کافیست تا
هر رنجی به رحمت...
هر غصه ای به شادی...
هر بیماری به سلامتی...
هر گرفتاری به آسایش...
هر فراقی به وصل...
هر قهری به آشتی...
هر زشتی به زیبایی...
هر تاریکی به نور...
هر ناممکنی به معجزه...
تبدیل شود
پروردگارا تمام وجود و هستیمان را , آرزوهایمان را غرق محبت و نگاه معجزه گرت بفرما...
آمین یا رب العالمین...
من نمی گویم حجاب اجباری یا اختیاری
اما بلند می گویم مشکی آرام تو
صلابت مردانه در مواجهه با مشکلات
و مهر مادرانه در برخورد با فرزندان
وجمال خاضعانه در نیایش پرودگار
و زیبایی مهر در همسرداری
که دربانوی همیشه جاوید اسلام "" مادرم فاطمه زهرا ( س ) متجلی بود را میراث دار است .
یادمان باشد...با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت!
یادمان باشد.. با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم!
2 مِــــــــتر ، « پِـــــــــسَـــــــــــر » داده ام...
2 کــیلو ، « اســـــــــتخــــــــــوان » گرفته ام...!
مــــــرا از تـــــــحــــــریم میترسانید...؟
شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!
ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ ...
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ!
ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭﻭﺷﻦ ِ...
ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ!
ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ !
ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ!
ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ!
ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ، ﻧﭻ!
ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ!
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ...
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟
ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ
ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡn ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ!
ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ
ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡﻭ ...
ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ " ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ" ﺑﺎﺷﻢ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ
چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم...
بلکه کالاترم....
چون یادگرفتم جنس ارزون مشتری زیادداره!!!
ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﺑﺨﻮﻧﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﻪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻢ
ﺟﻤﻊ ﺷﺪ
: ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ( ﻉ) ﺭﻭﺯﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ
ﺑﻴﺖ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺳﻔﺮﻩ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ؛ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ ( ﺹ ) ﺭﻭ ﺑﻪ
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺣﺴﻴﻦ ﺟﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻦ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ
ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﺟﺎﻳﺰﻩ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪﺑﻮﺩ؟
ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻧﺼﻒ ﻣﺤﺒﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﻢ .
ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ (ﻉ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﭘﺴﺮﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﺟﺎﻥ ﺑﻔﺮﻣﺎ . ﺑﺎﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺟﺎﻳﺰﻩ ﻣﻦ ﭼﻪ
ﺧﻮﺍﻫﺪﺑﻮﺩ؟
ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻧﺼﻒ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ
ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ( ﺱ ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﻋﺰﻳﺰ ﺩﻟﻢ ﺍﻓﻄﺎﺭ ﻛﻦ. ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ :
ﺟﺎﻳﺰﻩ ﺷﻤﺎﺑﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻧﺼﻒ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺑﺮ
ﺗﻮ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﻢ.
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ(ﻉ ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻛﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ
ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ.
ﺣﻀﺮﺕ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻧﺪ: ﻣﻦ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﮔﻨﻬﻜﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ
ﻧﺒﺨﺸﻢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﻓﺖ.
ﻭ ﺩﺭﻫﻤﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﺟﺒﺮﺋﻴﻞ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻣﻲ
ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ
ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻴﺒﺮﻡ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺿﻲ ﺷﻮﻱ ﯾﺎ
ﺣﺴﯿﻦ
زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد.
مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت.
روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به
خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که
تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم!
مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد!
زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده!
غروب به خانه آمد .
مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد .
زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟
مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید!
زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟
مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس
مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!
تخیلات مثل ریسمان درازی است که هر چه میکشی پایانی ندارد. خود را از این تخیلات رها کن و واقعبین باش. کسی را که دوست داری، دچار توهم نکن. با او شفاف و روراست باش.
یــقه آسـمان رو ول کــُن! خـــدا مقـصـر نیســت . . .مـا خـودمـون از بـا هــَـم بـودن مـی تـرسیـــم
اگه به کسی اعتماد کردی و او به اعتمادت خیانت کرد اشتباه از اونه ولی اگه باز به اون اعتماد کنی اشتباه از توست.
احتیاط کنید ... در گوشتان نخوانند حقوق زن و شما را به فاحشه ای غربی تبدیل کنند ! ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀
فاجعه یعنی ...
یعنی اینکه از هر سه کودک متولد شده در آمریکا و اروپا یکی پدر ندارد !
دوست پسر دارد!
یعنی مادرش با دوست پسرش رابطه داشته
والان یه حرومزاده رو دستش مونده بدون پدر!!!
فاجعه یعنی ...
یعنی دخترانی 17 ساله که در آمریکا مادر میشوند، بدون پدر!
فاجعه یعنی ..
یعنی اینکه اکنون دختران ما هم دوست دارند خود را شبیه آنها ببینند
با موهایی طلایی و چشمانی سبز.
چشمانی آبی که لعن شده ! نمیدانند پشت آن چشمان و ظاهر هزار بدبختیست ...
هنوز زنانی که به اسم زنان نژاد اعراب با چشمانی مشکی و مویی خرمایی یا
مشکی معروفند ، قدر خود را نمیدانند ...
نمیدانند که این مشخصه های ظاهری، فقط مشخصه ی ظاهرییست نه خوشبختی!
فاجعه یعنی ...
یعنی به اسم حقوق زن ، آنها را مورد تجاوز هر روزه قرار بدی ...
آنها را عروسکی برای هوسرانی خود کنی !
حقوق زن چیست ؟
واژه ایست سنگین که غربی ها از آن برای جبران کمبود های فرهنگ ضعیف خود ساخته اند و به زن شرقی قالب کرده اند ،
این واژه امروزه از نظر زنهای غربی که در مهد حقوق زن زندگی میکنند مسخره
است !! این حقوق زن مال خودتان ، ما را هر روز مورد تجاوز قرار ندید ،
بیایید برای بچه هایتان پدری کنید ...
حقوق زن یعنی که زن را برهنه کنید و عکسش را روی جلد مجله ها بزنید ...
فاجعه یعنی ...
یعنی اینکه دختران ما نیز امروز فریاد میزنند که حقوق زن میخواهند !!!
نمیدانند این واژه به اصطلاح زیبا وقتی بیاید چه چیزهایی میروند ...
آن وقت است که حرمت زن شکسته میشه
و زنها باید مثل مردها در دعوا ها چاقو بخورند،
دعوا کنند و کتک کاری کنند، تو مشاغل سخت کار کنند و ....و....و....و....
گوووول واژه های ساخت آمریکا رو نخورید ...
دموکراسی هم زیبا بود ، اما همین واژه ی زیبا امروز بوی خون میدهد ...
به اسم دموکراسی هر کجا که اراده کنند خونریزی راه میاندازند .
احتیاط کنید ... در گوشتان نخوانند حقوق زن و شما را به فاحشه ای غربی تبدیل کنند !