سایت شخصی سید همایون سلیمی

ازهر دری سخنی خواهیم نوشت (مذهبی اجتماعی و...)

سایت شخصی سید همایون سلیمی

ازهر دری سخنی خواهیم نوشت (مذهبی اجتماعی و...)

ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟

گاه گاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ به خودم میگویم:
در دیاری که پر از دیوار است
ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ؟!
ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟
ﺣﺲ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﮔﻮﯾﺪ:
ﺑﺸﮑﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺩﺍﺭﯼ!
ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟!
ﺗﻮ "خدﺍ" ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ "ﺧﺪﺍ" ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﺑﺎ ﺗﻮست...

خدا! انتقامشان را خواهد گرفت!

از انسان های ساده باید ترسید
بازی شان بدهی!
خودشان هم که از پسِ خودشان بر نیایند
خدا!
انتقامشان را
خواهد گرفت!

وقتی حجابت مشخص میکند حدو مرزهارا..

قشنگ ترین حس دنیاست وقتی از میان نگاه های هوس آلود رد میشوی بدون آنکه ذره ای ب آنها باج داده باشی ..
قشنگ ترین حس دنیاست وقتی حجابت مشخص میکند حدو مرزهارا..

قشنگ ترین حس دنیاست وقتی وارد مغازه ای میشوی و فروشنده کارمشتری های بعد تو را راه می اندازد و تو را نا دیده میگیرد ..

قشنگ ترین حس دنیاس وقتی فروشنده لجش میگیرد از اینک تو اجازه نمیدهی زیبایی هایه جسمی ات را ببیند از اینک برای هزارتومان تحفیف صدایت را نازک نمیکنی و بلند بلند نمیخندی..

قشنگ ترین حس دنیاس وقتی زکات زیبایی هایت را ب جا می اوری ..

قشنگ ترین حس دنیاست وقتی تمام زنانگی هایت و شیطنت های دخترانه ات برای محارمت است ن چشمان رهگذر در خیابانها..

قشنگ ترین حس دنیاست وقتی یقین داری با حجابت جامعه را از انحراف حفظ میکنی

قشنگ ترین حس دنیاست وقتی یقین داری با حجابت مانع از هم پاشیدن خانواده ها میشوی..

اخر میدانی زیبایی نسبی است و مطلق نیست هرکس زیبایی های درونی دارد ک دیگری ندارد و با هزار عمل جراحی هم نمیتواند ب دستش بیاورد چون خدادادیست ..به همین خاطر حجاب یعنی زیبایی های هرکس مال خودش و خانواده اش ن وسیله ای برای از هم پاشیدن دیگر خانواده ها....

به عاشقتم و عـزیزم دلگـرم شدیم.


با یک کلیک کردن هزار بار عاشق میشوند..!
از آن عشق های که اول شیـرین بعد دوست داشتنی..
سپس تکراری و در آخـر دور ریختنی..!
عشق واقعی را فراموش کردیم زمانیکه..
شروع کردیم به قربانت برم های تایـپی با آبجی های مجازی..!
•ღ•
به دوست دار های اس ام اسی..!
به عاشقتم و عـزیزم دلگـرم شدیم..!
فرقی برایمان نکرد که چه کسی و از چه جنسی باشد..!
فقـط اینکه دمـی بگذرد..!
الـــبته...!
عشقی که دات کامی(com.) باشد..!
حاصلش نیست جز بدبختی و ناکامی..!

دیـــر یــــا زود یــــک نـــفــــر خــــواهـــــد بریـــــــــــــــد !

یـــادت بـــاشـــد،فـــرقـــی نـمــیکــنـــد تـــو دل ببـــــــری،یــــا مــــن دل ببـــــــــــازم ،اگـــر حـــکــــم ، حـــکـــم دل نـبـــاشـــد ،دیـــر یــــا زود یــــک نـــفــــر خــــواهـــــد بریـــــــــــــــد !

خوش است خلوت، اگر یارْ یار من باشد

خوش است خلوت، اگر یارْ یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد!
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم که گاه‌گاه بر او دست اَهرمن باشد
روا مدار خدایا! که در حریم وصال رقیب مَحرم و حِرمان نصیب من باشد
هُمای گو مفکن سایه‌ی شرف هرگز در آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشد
بیان شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دل توان شناخت ز سوزی که در سُخن باشد
هوای کوی تو از سر نمی رود آری
غریب را دل سرگشته با وطن باشد
بسان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
چو غنچه پیش تو اش مهر بر دهن باشد
هوای کوی تو از سر نمی‌رود؛ آری غریب را دلِ سرگشته با وطن باشد
به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ چو غنچه پیش تواَش مُهر بر دهن باشد

اشاره ای به شما

گاهی بعضی آدم ها به زندگی مان می آیندو خیلی زود می روند،
بعضی های دیگر می آیند،مدتی می مانند و جای پایشان برای همیشه روی قلبمان می ماند و ما دیگر هرگز آنکه بودیم نیستیم

به شما لطف می کند

گاهــــی وقتی کسی از زندگیتان میرود دارد به شما لطف می کنداو فضایی خالی به جا می گذارد برای کسی که لیاقت آنجا بودن را داشته باشد... .

بهتر است که او را هم نداشته باشی

وقتی کسی نداشته هایت را بهانه میکند
بهتر است که او را هم نداشته باشی

رفتن که بهانه نمیخواهد ،

سهراب سپهرى "رفتن" !
رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشیهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هیچ بى چمدان هم میروى !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،
دوستت دارمهایى که مى شنوى اما باور نمى کنى،
یک فنجان چاى، بوى عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...
وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم میمانى ...
میمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بینى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !
آرى ،
آمدن دلیل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ...